عباس اقبال آشتيانى
507
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
خود مقدمات طب را فراگرفته و بعد از آنكه در اين رشته و حكمت و هيئت مهارت پيدا كرد جهت تكميل معلومات به خدمت نجم الدّين كاتبى قزوينى و خواجه نصير الدين شتافت و از خواص همراهان خواجه شد و در رصد مراغه شركت جست و چون فوقالعاده زيرك و تيزهوش بوده در اين كار به خواجه خدمات بسيار كرده سپس داخل بلاد روم شده و مدتى قاضى سيواس و ملطيه بوده بعد بشام سفر كرده و در اين سفر با صدر الدين قونيوى و مولانا جلال الدين بلخى ملاقات كرده و در زىّ اهل تصوف درآمده است سپس بتبريز برگشته و در خدمت ايلخانان به عزت كامل مىزيسته و در آن شهر به سال 710 فوت كرده و در جنب مقبرهء قاضى بيضاوى به خاك سپرده شده است . علامه قطب الدين شيرازى يكى از علماى جامع و وجودهاى فوقالعادهء عصر خود بشمار مىرفته و علاوه بر كمال استادى در حكمت و هيئت و طب مردى درويش - مسلك و خوشمشرب و ظريف و بذلهگو بوده ، شطرنج را خوب مىباخته و رباب را باستادى مىنواخته است و داستان ظرافتها و شوخيهاى او معروف است و بقولى خال سعدى شاعر مشهور بوده است و به فارسى نيز اشعارى داشته « 1 » . قطب الدين شيرازى به فارسى و عربى صاحب تأليفات معتبرى است از آن جمله است شرح قانون در طب كه شرح قانون ابو على سيناست ، شرح حكمة الاشراق تأليف شيخ شهاب الدين سهروردى مقتول ، شرح مفتاح العلوم تأليف سكّاكى ، درة التاج لغرة الدبّاج كه كتابى است به فارسى در علوم مختلفهء حكمتى بنام اميرهء دباج از امراى اسحاقوند گيلان كه سابقا شرح آن گذشت ، تحفهء شاهى و نهاية الادراك هردو به فارسى در علم هيئت . علامهء حلّى ( 648 - 726 ) - جمال الدين ابو منصور حسن بن يوسف مطهر حلى كه در ميان طايفهء شيعه مطلقا بلقب علامه خوانده مىشود از بزرگترين علماى اماميه و از متكلمين و مؤلفين معتبر اين فرقه است و او در سال 648 در حلّهء سيفيّه از منازل بين نجف اشرف و كربلا در طرف شرقى فرات تولد يافته و از طفوليت به هوش و فراست مشهور بوده و نزد پدر خود شيخ سديد الدين يوسف و سيد جمال الدين احمد بن طاوس و
--> ( 1 ) - از آن جمله اين رباعى منسوب به اوست : يكچند بياقوت تر آلوده شديم * يكچند پى زمرد سوده شديم آلودگيى بود و ليكن تن را * شستيم به آب توبه و آسوده شديم